ارنست هرتسفلد در آیینۀ اسناد وزارت خارجۀ آلمان — بخش نخست
سهیل دلشاد · جستار
این جستار، به عنوان درآمد یا بخش نخست از مجموعهای دنبالهدار، به معرفی و بررسی اسناد مربوط به ارنست هرتسفلد، ایرانشناس و باستانشناس نامدار آلمانی، در بایگانی سفارت آلمان در تهران میپردازد؛ اسنادی که اکنون در بایگانی سیاسی ادارۀ فدرال خارجی در برلین نگهداری میشوند.
درآمد
در حوزۀ وسیع ایرانشناسی در یک قرن اخیر، کمتر پژوهشگری مانند ارنست امیل هرتسفلد (تصویر شمارۀ یک) محل ارجاع بوده است و همچنان آثار منتشرشده و مواد پژوهشی منتشرنشدۀ وی مورد استناد پژوهشگران قرار میگیرند.۱Ernst Emil Herzfeld. از مهمترین مراکزی که اسناد پژوهشی و شخصی هرتسفلد را نگهداری میکنند میتوان به بایگانیهای موزۀ ملی هنر آسیایی (National Museum of Asian Art Archives) وابسته به مؤسسۀ اسمیتسونی (Smithsonian Institution) در واشینگتن اشاره نمود. در مقالات بعدی، به شکل تدریجی، به مراکز و موزههایی که بخشی از بایگانی هرتسفلد را در اختیار دارند اشاره خواهد شد. این اقبال استثنایی هرتسفلد نتیجۀ سالها فعالیت میدانی و پژوهشی وی در بسیاری از مناطق مهم غرب آسیا، از شرق مدیترانه گرفته تا فلات ایران و فراتر از آن، در نیمۀ نخست قرن بیستم بوده است. یکی از جنبههای مهم فعالیت او، که تا حدود زیادی نیز متکی بر اسناد دست اول است، حضور وی در تهران و ارتباط پیوستۀ وی با سفارت آلمان است (بنگرید به پایین، رزومۀ کاری هرتسفلد). بخش عمدۀ این اسناد مربوط به دوران دو سفیر آلمان در تهران (به دنبال بازگشایی مجدد سفارت این کشور پس از جنگ جهانی اول)، فریدریش-ورنر گراف فُن دِر شولنبورگ (تصویر شمارۀ دو)۲Friedrich-Werner Graf von der Schulenburg. گراف فُن در شولنبرگ نخستین سفیر آلمان در تهران پس از بازگشایی سفارت آلمان بعد از پایان جنگ اول جهانی بود. مأموریت وی در تهران در هجدهم ژانویه ۱۹۲۳ آغاز شد و در شانزدهم سپتامبر ۱۹۳۱ پایان یافت (Isphording et al. 2012, pp. 189–191). دربارۀ گراف فُن در شولنبرگ و حضور وی در تختجمشید در مقالات آتی توضیحات مفصلی ارائه خواهد شد. و ویپرت فُن بلوشر (تصویر شمارۀ سه)۳Wipert von Blücher. ویپرت فُن بلوشر دومین سفیر آلمان در تهران پس از گراف فُن در شولنبرگ بود. مأموریت وی در تهران در بیستوهفتم ژوئیه ۱۹۳۱ آغاز شد و در بیستوهشتم فوریه ۱۹۳۵ پایان یافت (Hürter et al. 2000, p. 182). در مورد بلوشر همچنین بنگرید به Blücher 2003, pp. 153–157. و بخش کوچکی نیز مرتبط به دوران فعالیت سفیر سوم، یوهانس (هانس) سمِند، است.۴Johannes (Hans) Smend. سمِند سومین سفیر آلمان در تهران پس از بازگشایی سفارت آلمان بعد از پایان جنگ اول جهانی بود. مأموریت وی در تهران از تاریخ بیستویکم ژوئیه ۱۹۳۵ آغاز شد و در بیستوچهارم ژانویه ۱۹۴۰ پایان یافت (Isphording et al. 2012, p. 277). اسناد مرتبط با هرتسفلد در دوران سفارت سمِند به دلیل عدم حضور هرتسفلد در ایران از جنسی دیگر است. در رابطه با این دسته از اسناد در مقالات بعدی بیشتر بحث خواهد شد. رابطۀ نزدیک هرتسفلد با دو سفیر نخست، علاقۀ هر دو سفیر به تاریخ و باستانشناسی و فعالیتهای میدانی هرتسفلد بهویژۀ در تختجمشید و همچنین حضور هرتسفلد در سفارت آلمان در تهران در کسوت دیپلمات از ۱۹۲۷ تا پایان حضورش در ایران در دسامبر ۱۹۳۴ موجب غنای اسناد مرتبط با او در بایگانی سفارت آلمان گردید.

(منبع: Kröger 2005, p. 98)
در نیمۀ دوم سال ۱۴۰۱، نگارنده، با مطالعۀ کتاب ارزشمند گردش دوران در ایران: تجربیات و مشاهدات از ویپرت فُن بلوشر، به طور اتفاقی متوجه شد که این دیپلمات برجستۀ آلمانی در دهۀ ۱۹۳۰ علاقۀ وافری به تاریخ ایران باستان داشته و صاحب مجموعهای از آثار ایرانی بوده است.۵Zeitenwende in Iran: Erlebnisse und Beobachtungen. این کتاب توسط روانشاد کیکاووس جهانداری به فارسی ترجمه و با عنوان سفرنامۀ بلوشر در سال ۱۳۵۸ در تهران (نشر خوارزمی) منتشر شده است. در رابطه با فعالیت دیپلماتیک بلوشر و حضور وی در ایران، همچنین بنگرید به Jonas 2011, pp. 33–61، همراه با ارجاعات. ارتباط نزدیک وی با باستانشناسان هموطن خود یعنی اریش فریدریش اشمیت (تصویر شمارۀ چهار) و ارنست هرتسفلد نیز معلول همین علاقه بوده است.۶Erich Friedrich Schmidt. در رابطه با اشمیت و فعالیتهایش در ایران بنگرید به Haines 1965. در رابطه با فعالیتهای هرتسفلد در طول زندگی کاری خود بنگرید به Gunter & Hauser 2005. شاید همسفر شدن اتفاقی ویپرت فُن بلوشر و خانوادهاش در آغاز مأموریت تهران با هرتسفلد و دستیار وی فریدریش کرفتر7Friedrich Krefter. در بیستونهم سپتامبر ۱۹۳۱ از برلین به تهران (از طریق اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی) تأثیر بسزایی در عمیق شدن ارتباط دوستانۀ خانوادۀ بلوشر با هرتسفلد و کرفتر داشته است.۸Blücher 1949, p. 157. این تاریخ با بازگشت هرتسفلد و کرفتر از نخستین تعطیلات تابستانی خود پس از آغاز کاوشهای رسمی مؤسسۀ شرقی سابق دانشگاه شیکاگو (اکنون: مؤسسۀ پژوهشهای فرهنگهای باستانی غرب آسیا و شمال افریقا) در ایران مصادف است. در رابطه با کرفتر بنگرید به Hauser 2025. بخشی از این ارتباط دوستانه در یادداشتهای روزانۀ کرفتر در تختجمشید دیده میشود،۹دفترچۀ خاطرات کرفتر مجموعهای از یادداشتهای او در فواصل زمانی بین پانزدهم اکتبر ۱۹۳۲ و بیستوهفتم آوریل ۱۹۳۴ است. این مجموعه توسط هایکو کرفتر (فرزند فریدریش کرفتر) از نسخۀ دستنویس به نسخۀ ماشیننویس تبدیل شده، ولی به شکل عمومی منتشر نشده است. اما بخش عمدۀ شواهد در یادداشتهای فُن بلوشر در تهران و سایر اسنادی که در بایگانی سیاسی ادارۀ فدرال خارجی در برلین نگهداری میشوند قابل مشاهده است.10Politisches Archiv des Auswärtigen Amts.

(منبع: https://www.auswaertiges-amt.de/de/aamt/gedenken/2536286-2536286)

(منبع: https://commons.wikimedia.org/wiki/File:Heinrichs_och_von_Bl%C3%BCcher.jpg)
نگارنده در فاصلۀ زمانی بهمن ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۲، با مراجعه به این بایگانی ارزشمند، بخشهای زیادی از اسناد سفارت آلمان، بهویژه اسناد مربوط به فعالیت ارنست هرتسفلد در ایران را، که در سه پوشه با عنوان «پروفسور هرتسفلد» نگهداری میشوند، مطالعه و از بسیاری از اسناد تصویربرداری کرده است. با اینکه نگارنده در نوشتههای در دست انتشارِ خود در حوزۀ کتیبهشناسی و مطالعات هخامنشی از این اسناد به شکل مکرر استفاده میکند، همواره به امکان انتشار مجزای این اسناد در قالب مقالات و یادداشتهای دنبالهدار میاندیشیده است. خبر مبارک انتشار نخستین شماره از گاهنامۀ گوسان و توجه ویژۀ هیأت تحریریه به مباحث ایرانشناسی نگارنده را بر آن داشت که از فرصت پیشآمده استفاده نموده و بخش نخست یا درآمدی بر این اسناد را برای نخستین شمارۀ نشریه آماده سازد، با این امید که چرخ روزگار چنان بگردد که در شمارههای آتی گوسان هم افتخار همراهی در ادامۀ همین مطالب به نگارنده داده شود.
اطلاعات کلی دربارۀ پوشههای هرتسفلد
در مجموع سه پوشۀ حاوی اسناد با عنوان «سفارت تهران، پروفسور هرتسفلد» در بایگانی سیاسی ادارۀ فدرال خارجی وجود دارد.۱۱Gesandschaft Teheran. Prof. Herzfeld، به ترتیب به شمارههای RAV 260 26/1، RAV 260 26/2 و RAV 260 26/3. هر سه پوشه از مجموعۀ اسناد سفارت آلمان در تهران هستند که به نظر میرسد، با اشغال ایران توسط متفقین در شهریور سال ۱۳۲۰ و تعطیلی سفارت آلمان، به میرزا ابوالقاسم خان کحالزاده (مترجم و منشی سفارت آلمان بین سالهای ۱۲۹۴ و ۱۲۹۸) به امانت سپرده شدند و بعدتر در سال ۱۳۲۹ تحویل نمایندۀ سابق کارخانۀ کروپ در تهران شده و متعاقباً به آلمان غربی منتقل گردیدند و اکنون در برلین نگهداری میشوند.۱۲بنگرید به مقدمۀ مرتضی کامران در دیدهها و شنیدهها.

(منبع: Mousavi 2012, p. 185)
عمدۀ اسناد این سه پوشه به زبان آلمانی هستند، ولی اسناد زیادی نیز، به ترتیبِ بسامد، به زبانهای فرانسوی، فارسی و انگلیسی نوشته شدهاند. محتوای اسناد دایرۀ وسیعی از موضوعات را در برمیگیرد: از مکاتبات بین برلین و سفارت گرفته تا مکاتبات بین سفارتخانهها در تهران و کنسولگریها در خارج از تهران، نهادهای حکومتی ایران با سفارت، مکاتبات اعضای سفارت، نامههای وارده از سوی افراد، مقامات و مؤسسات مختلف در داخل و خارج ایران و همچنین رسیدهای متعدد دریافت حقوق و یا کمکهزینه و پیشنویسهایی از قراردادهای رسمی با شخص هرتسفلد و حتی بریدۀ جراید. عمدۀ مکاتبات رسمی بین برلین و مؤسسات خارجی و سفارتخانهها و کنسولگریها ماشیننویسی شدهاند ولی تعداد زیادی از اسناد به شکل دستنویس با جوهر و یا مداد هستند.۱۳متأسفانه نگارنده امکان استفادۀ کامل از دستنویسها را، به دلیل تفاوت دستخط نویسندگان مختلف و یا غیر قابل تشخیص بودن بسیاری از واژههای نوشته شده با مداد (به دلیل گذشت حدود یکصد سال از برخی از مکاتبات)، در این سری از پژوهشها ندارد و بخش عمدۀ کار خود را بر اسناد ماشیننویسی شده و دستنویسهایی با قابلیت خوانش توسط نگارنده متمرکز خواهد کرد.
تاریخ نخستین سند از پوشۀ شمارۀ یک «پروفسور هرتسفلد» بیستم فوریه ۱۹۲۳ (بنگرید به پایین و تصویر شمارۀ پنج) در زمان سفارت فریدریش-ورنر گراف فُن در شولنبورگ است و تاریخ آخرین سند از سومین پوشه هشتم مه ۱۹۳۹ در زمان سفارت یوهانس (هانس) سمِند میباشد. برخلاف نخستین سند که ارتباط مستقیم با حضور هرتسفلد در ایران دارد، در آخرین سند نامی از هرتسفلد برده نشده است (گیرندۀ نامۀ ارسالشده از سوی یوهانس سمِند، پژوهشگری به نام لئوپولد رایدِمایستر است) ولی نگارنده احتمال میدهد محتوای نامه با بخشی از فعالیتهای نیمهکاره رهاشدۀ هرتسفلد در ایران ارتباط داشته باشد.۱۴Leopold Reidemeister. در مورد محتوای این سند در مقالات آتی توضیحاتی داده خواهد شد.
محدودیت در زمان و امکان خوانش تمامی اسناد، به دلایلی که پیشتر ذکر شد، مانع از انتشار همۀ اسناد خواهد شد، ولی تلاش نگارنده بر این است که، در این سری از مقالات، منتخبی از اسناد مهم و جالب توجه در حوزههای مختلف ایرانشناسی را به شکل پرونده تهیه و آمادۀ انتشار نماید.
رزومۀ کاری هرتسفلد از زبان خودش15Gunter & Hauser 2005, pp. xiii-xv.
زادۀ ۲۸ ژوئیه ۱۸۷۹ (تسِلِ، هانوفر، آلمان)
[فرزند یوزف (۱۸۳۶–۱۹۱۶)، سرگرد پزشک در ارتش پروس، و مارگارته هرتسفلد (۱۸۵۳–۱۹۲۲)، نام خانوادگی اصلی روزِنتهال]
تحصیلات
۱۸۸۸–۱۸۹۲ مدرسۀ جامع وِردِن، هانوفر
۱۸۹۳–۱۸۹۷ مدرسۀ یوآخیمستال، برلین
تحصیلات دانشگاهی
دانشگاه مونیخ
دانشگاه برلین دکتری ۱۹۰۷ با درجۀ بسیار خوب (magna cum laude)
مدرسۀ عالی فنی، شارلوتنبورگ مدرک [در مهندسی سازه] ۱۹۰۳
مشاغل دانشگاهی
۱۹۰۸–۱۹۱۰ کمک داوطلب، موزههای برلین
فوریه ۱۹۰۹– استاد افتخاری (Prädikat-Professor)
۲۸ ژوئیه ۱۹۰۹– مدرس آزاد (Privatdozent) جغرافیای تاریخی [مدرک شایستگی علمی، جواز تدریس جغرافیای تاریخی و تاریخ هنر شرق]
۱ آوریل ۱۹۱۷– استاد فوقالعاده (Extraordinarius) علوم جانبی شرقشناسی، مدیر گروه جغرافیای تاریخی، دانشگاه برلین
۶ ژوئیه ۱۹۲۰– استاد تمام (Ordinarius) و مدیر گروه کشورها و میراث شرقی
پایان ۱۹۲۲– مأموریت ایران، از جانب وزیر آموزش عمومی
۱۹۲۷– وابستۀ نمایندۀ دیپلماتیک آلمان، تهران
۱۹۲۷–۱۹۳۳ عضو کمیسیون تخصصی موزههای دولتی، برلین
[۱۹۳۶–۱۹۴۴ عضو مدرسۀ مطالعات علوم انسانی، مؤسسۀ مطالعات پیشرفته، پرینستون، نیوجرسی]
کاووشهای و بررسیهای میدانی
سپتامبر ۱۹۰۳–سپتامبر ۱۹۰۵ عضو هیأت کاوش آشور زیر نظر انجمن شرقی آلمان (Deutsche Orient-Gesellschaft)
سپتامبر ۱۹۰۵–ژانویه ۱۹۰۶ بررسی میدانی از موصل و بغداد به لرستان، خوزستان و فارس
بهار ۱۹۰۷ بررسی میدانی در کلیکیه و کاوش در کوریکوس و مریاملیک، با دکتر ساموئل گویر (Samuel Guyer)
سپتامبر ۱۹۰۷–مه ۱۹۰۸ بررسی میدانی از استانبول تا بصره، با پروفسور فریدریش زاره (Friedrich Sarre)
ژوئن–ژوئیه ۱۹۰۸ بررسی آثار و کتیبههای اسلامی در حلب، حماه و حمص (در سوریه) با دکتر م. زوبرنهایم (M. Sobernheim)
اکتبر ۱۹۱۰–فوریه ۱۹۱۲ و اکتبر ۱۹۱۲–ژوئیه ۱۹۱۳ کاوش در سامرا در عراق، تحت مسئولیت انجمن قیصر ویلهلم (Kaiser-Wilhelm-Gesellschaft)، همراه با پروفسور زاره و دکتر گویر
ژوئن ۱۹۱۱ و ژوئیه–اوت ۱۹۱۳ کاوش در کردستان [عراق]، پایکولی
مارس–مه ۱۹۱۴ ادامۀ بررسی در حلب و دمشق
۱۹۱۶ (هنگام جنگ) بررسی در دمشق
۱۹۱۶–۱۹۱۷ بررسی میدانی در ایران و افغانستان، بلوچستان، با [هزینۀ تأمینشده از] جیمز لوب (James Loeb) و هوگو استینس (Hugo Stinnes)
اکتبر–نوامبر ۱۹۲۶ سفر با اعلیحضرت شاه ایران [رضا شاه] به لرستان
آوریل–ژوئن ۱۹۲۸ کاوش در پاسارگاد، تحت [نظارت انجمن سابق اضطراری علوم آلمان] انجمن پژوهشی آلمان
فوریه–ژوئن ۱۹۲۹ کاوش در کوه خواجه، سیستان، با جوزف آپتون (Joseph Upton) [تحت نظارت انجمن اضطراری علوم آلمان]
سپتامبر ۱۹۳۰ کاوش تکمیلی در سامرا، عراق
آوریل ۱۹۳۱–دسامبر ۱۹۳۴ کاوش در تختجمشید، تحت مسئولیت مؤسسۀ شرقی، دانشگاه شیکاگو
[درگذشت هرتسفلد در بازل، سوئیس، در ۲۱ ژانویه ۱۹۴۸]
نخستین سند از پوشۀ شمارۀ یک «پروفسور هرتسفلد» (تصویر شمارۀ پنج)

(منبع: بایگانی سیاسی وزارت خارجۀ دولت فدرال آلمان، RAV 260 26/1)
تاریخ نامه: بیستم فوریه ۱۹۲۳
فرستنده: وزارت امور خارجه، برلین
گیرنده: سفارت آلمان، تهران
در این روزها، پروفسور ارنست هرتسفلد، مورخ هنر سرشناس، عازم سفرهای متعدد پژوهشی در مشرقزمین از مسیر بمبئی-بغداد به ایران و افغانستان است. مقامات مسئول انگلیسی و آمریکایی نیز از برنامۀ او آگاهی دارند.
خواهشمندم که از پروفسور هرتسفلد، که به آنجا [سفارت – م.] مراجعه خواهد کرد، به نحو مقتضی و تا حد امکان پشتیبانی به عمل آورید و گهگاه در رابطه با پذیرش اقدامات او توسط عوامل سیاسی مهم کشور گزارش دهید.
از طرفِ
[امضاء]
توضیحات:
این نامه، علاوه بر اینکه نخستین سند از مجموعۀ یادشده است، نخستین نامه و سند مکتوب از سلسله اسناد مرتبط با سفر هرتسفلد به افغانستان محسوب میشود. در این گروه از اسناد، مکاتبات بین دو سفارت آلمان و افغانستان در تهران نیز دیده میشوند و به همین علت نیاز است تمامی این اسناد در قالب مقالهای مستقل منتشر گردند.
همانطور که تاریخ نامه نشان میدهد، این نامه در دوران سفارت گراف فُن دِر شولنبرگ (بنگرید به پانویس ۲) از برلین به تهران ارسال شده است. امضاءکنندۀ نامه مشخص نیست ولی از اطلاعات نامه (گوشۀ بالا سمت چپ) بر میآید که این نامه از بخش «IVa» (بخش اروپای شمالی و شرقی) و زیربخش «Ps» صادر شده است.۱۶برای ساختار وزارت خارجۀ جمهوری وایمار در دهۀ ۱۹۲۰ بنگرید به Krüger 1985.
کتابنامه
دیدهها و شنیدهها: خاطرات میرزا ابوالقاسم خان کحالزاده منشی سفارت امپراتوری آلمان در ایران در بارۀ مشکلات ایران در جنگ بینالمللی ۱۹۱۴–۱۹۱۸، بکوشش مرتضی کامران، تهران: نشر البرز، ۱۳۷۰.
Blücher 1949: Wipert von Blücher, Zeitenwende in Iran: Erlebnisse und Beobachtungen, Biberach an der Riß: Koehler & Voigtländer, 1949.
Blücher 2003: Lebrecht von Blücher, Geschichte der Familie von Blücher von 1914 bis 2003, Freiburg: Blücher Verlag, 2003.
Gunter & Hauser 2005: Ann C. Gunter & Stefan R. Hauser (eds.), Ernst Herzfeld and the Development of Near Eastern Studies, 1900–1950, Leiden/Boston: Brill, 2005.
Haines 1965: Richard C. Haines, “Erich F. Schmidt September 13, 1897-October 3, 1964”, Journal of Near Eastern Studies 24/3, pp. 145–148.
Hauser 2025: Stefan R. Hauser, “Krefter, Friedrich”, in: Encyclopaedia Iranica, 2025. <https://www.iranicaonline.org/articles/krefter-friedrich/>
Hürter et al. 2000: Johannes Hürter, Martin Kröger, Rolf Messerschmidt & Christiane Scheidemann (eds.), Biographisches Handbuch des deutschen Auswärtigen Dienstes 1871-1945: 1 A-F, Paderborn/München/Wien/Zürich: Ferdinand Schöningh, 2000.
Isphording et al. 2012: Bernd Isphording, Gerhard Keiper & Martin Kröger (eds.), Biographisches Handbuch des deutschen Auswärtigen Dienstes 1871-1945: 4 S, Paderborn/München/Wien/Zürich: Ferdinand Schöningh, 2012.
Jonas 2011: Michael Jonas, NS-Diplomatie und Bündnispolitik 1935-1944: Wipert von Blücher, das Dritte Reich und Finnland, Leiden: Brill, 2011.
Kröger 2005: Jens Kröger, “Ernst Herzfeld and Friedrich Sarre”, in: Bernd Isphording, Gerhard Keiper & Martin Kröger (eds.), Ernst Herzfeld and the Development of NearEastern Studies, 1900-1950, Leiden/Boston: Brill, 2005, pp. 45–99.
Krüger 1985: Peter Krüger, “Struktur, Organisation und außenpolitische Wirkungsmöglichkeiten der leitenden Beamten des Auswärtigen Dienstes 1921–1933”, in: Klaus Schwabe (ed.), Das Diplomatische Korps 1871–1945, Boppard am Rhein: Herald Boldt, 1985, pp. 101–170.
Mousavi 2012: Ali Mousavi, Persepolis. Discovery and Afterlife of a World Wonder, Berlin: De Gruyter, 2012.
- ۱Ernst Emil Herzfeld. از مهمترین مراکزی که اسناد پژوهشی و شخصی هرتسفلد را نگهداری میکنند میتوان به بایگانیهای موزۀ ملی هنر آسیایی (National Museum of Asian Art Archives) وابسته به مؤسسۀ اسمیتسونی (Smithsonian Institution) در واشینگتن اشاره نمود. در مقالات بعدی، به شکل تدریجی، به مراکز و موزههایی که بخشی از بایگانی هرتسفلد را در اختیار دارند اشاره خواهد شد.
- ۲Friedrich-Werner Graf von der Schulenburg. گراف فُن در شولنبرگ نخستین سفیر آلمان در تهران پس از بازگشایی سفارت آلمان بعد از پایان جنگ اول جهانی بود. مأموریت وی در تهران در هجدهم ژانویه ۱۹۲۳ آغاز شد و در شانزدهم سپتامبر ۱۹۳۱ پایان یافت (Isphording et al. 2012, pp. 189–191). دربارۀ گراف فُن در شولنبرگ و حضور وی در تختجمشید در مقالات آتی توضیحات مفصلی ارائه خواهد شد.
- ۳Wipert von Blücher. ویپرت فُن بلوشر دومین سفیر آلمان در تهران پس از گراف فُن در شولنبرگ بود. مأموریت وی در تهران در بیستوهفتم ژوئیه ۱۹۳۱ آغاز شد و در بیستوهشتم فوریه ۱۹۳۵ پایان یافت (Hürter et al. 2000, p. 182). در مورد بلوشر همچنین بنگرید به Blücher 2003, pp. 153–157.
- ۴Johannes (Hans) Smend. سمِند سومین سفیر آلمان در تهران پس از بازگشایی سفارت آلمان بعد از پایان جنگ اول جهانی بود. مأموریت وی در تهران از تاریخ بیستویکم ژوئیه ۱۹۳۵ آغاز شد و در بیستوچهارم ژانویه ۱۹۴۰ پایان یافت (Isphording et al. 2012, p. 277). اسناد مرتبط با هرتسفلد در دوران سفارت سمِند به دلیل عدم حضور هرتسفلد در ایران از جنسی دیگر است. در رابطه با این دسته از اسناد در مقالات بعدی بیشتر بحث خواهد شد.
- ۵Zeitenwende in Iran: Erlebnisse und Beobachtungen. این کتاب توسط روانشاد کیکاووس جهانداری به فارسی ترجمه و با عنوان سفرنامۀ بلوشر در سال ۱۳۵۸ در تهران (نشر خوارزمی) منتشر شده است. در رابطه با فعالیت دیپلماتیک بلوشر و حضور وی در ایران، همچنین بنگرید به Jonas 2011, pp. 33–61، همراه با ارجاعات.
- ۶Erich Friedrich Schmidt. در رابطه با اشمیت و فعالیتهایش در ایران بنگرید به Haines 1965. در رابطه با فعالیتهای هرتسفلد در طول زندگی کاری خود بنگرید به Gunter & Hauser 2005.
- 7Friedrich Krefter.
- ۸Blücher 1949, p. 157. این تاریخ با بازگشت هرتسفلد و کرفتر از نخستین تعطیلات تابستانی خود پس از آغاز کاوشهای رسمی مؤسسۀ شرقی سابق دانشگاه شیکاگو (اکنون: مؤسسۀ پژوهشهای فرهنگهای باستانی غرب آسیا و شمال افریقا) در ایران مصادف است. در رابطه با کرفتر بنگرید به Hauser 2025.
- ۹دفترچۀ خاطرات کرفتر مجموعهای از یادداشتهای او در فواصل زمانی بین پانزدهم اکتبر ۱۹۳۲ و بیستوهفتم آوریل ۱۹۳۴ است. این مجموعه توسط هایکو کرفتر (فرزند فریدریش کرفتر) از نسخۀ دستنویس به نسخۀ ماشیننویس تبدیل شده، ولی به شکل عمومی منتشر نشده است.
- 10Politisches Archiv des Auswärtigen Amts.
- ۱۱Gesandschaft Teheran. Prof. Herzfeld، به ترتیب به شمارههای RAV 260 26/1، RAV 260 26/2 و RAV 260 26/3.
- ۱۲بنگرید به مقدمۀ مرتضی کامران در دیدهها و شنیدهها.
- ۱۳متأسفانه نگارنده امکان استفادۀ کامل از دستنویسها را، به دلیل تفاوت دستخط نویسندگان مختلف و یا غیر قابل تشخیص بودن بسیاری از واژههای نوشته شده با مداد (به دلیل گذشت حدود یکصد سال از برخی از مکاتبات)، در این سری از پژوهشها ندارد و بخش عمدۀ کار خود را بر اسناد ماشیننویسی شده و دستنویسهایی با قابلیت خوانش توسط نگارنده متمرکز خواهد کرد.
- ۱۴Leopold Reidemeister. در مورد محتوای این سند در مقالات آتی توضیحاتی داده خواهد شد.
- 15Gunter & Hauser 2005, pp. xiii-xv.
- ۱۶برای ساختار وزارت خارجۀ جمهوری وایمار در دهۀ ۱۹۲۰ بنگرید به Krüger 1985.